گل نرگس بیا
گر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت... ولی بی لطف و احسانت چگونه؟ شوم ناخوانده مهمانت چگونه؟ تو معبود منی بگذار داد از دل بگیرم ، پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم ، تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران ، تو فانوس رهم شو تا ره ساحل بگیرم...
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت
11:42 توسط رحیم حیدری خرم| |
| Design By : Night Skin |

